حسن حسن زاده آملى
11
كلمه عليا در توقيفيت اسماء (فارسى)
موضوع رساله مى گردد . علاوه اين كه اكثر حلقها تنگ ، و با اهل حق در جنگ است ، باكى نيست زيرا كه ذلك مبلغهم من العلم . و آن كه در باب نخستين گفته ايم « : بلكه از ظاهر بعضى آيات و روايات عدم توقيفيت اسماء مستفاد است » نكته 884 هزار و يك نكته ، و فصل هشتم رساله « نور على نور در ذكر و ذاكر و مذكور » ( ص 71 ط 1 ) در اين مطلب تقريرى قلمى شده است كه به نقل اختصار آن در اينجا اكتفاء مىشود : در كتاب طب ابى عتاب عبدالله بن بسطام نيشابورى و برادرش حسين به اسناد روايت كرده اند و از وشاء از عبدالله بن سنان از برادرش محمد كه قال : قال جعفر بن محمد عليهما الصلاة والسلام ما من احد تخوف البلاء فتقدم فيه بالدعاء الا صرف الله عنه ذلك البلاء الى ان قال : قال الوشاء فقلت لعبد الل ه بن سنان هل فى ذلك دعاء موقت ؟ قال : اما انى فقد سألت عن ذلك الصادق عليه السلام فقال : نعم ، اما دعاء الشيعة المستضعفين ففى كل علة من العلل دعاء موقت ، و اما دعاء المستبصرين فليس فى شيى ء من ذلك دعاء موقت لان المستبصرين البالغين دعاؤهم لا يحجب ( ص 33 ط 1 ) . اهل بصيرت بايد به ذيل اين حديث شريف توجه تام داشته باشند كه به حقيقت مستبصر را قرة العين است . امام عليه السلام فرموده است : دعاء موقت براى شيعه مستضعف است ، اما شيعه مستبصر براى او دعاء موقت نيست كه خود مىداند چه بگويد و چگونه بخواهد زيرا كه بالغ است يعنى به حد بلوغ عقلى و رشد فكرى رسيده است و به زبان آمده است و به فعليت رسيده است وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً ( قصص 15 ) . قرآن كريم بسيار از غرر دعاها و حكم و كلمات برگزيدگان حق سبحانه را نقل فرموده است ، اين بزرگان خودشان منشى آنها بوده اند و از ديگرى ذكر و دعا نگرفته اند . آرى انسان مستبصر بالغ چنين است كه خود لسان الله مى گردد و به بلوغ كمال خود مىداند كه چگونه بخواهد و بخواند و ادب مع الله را مراعات كند و او را با چه زبانى وصف كند . اين مطلب سامى را از زبان خود قرآن كريم بشنو كه فرموده است : سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ( صافات 160 ) و به تقرير دلپذير